سایت رسمی عباد الرحمن

عباد الرحمن,احکام,کتاب,تفسیر,طب,دانلود کتابpdf,دانلود کتاب,بصیرت افزایی

چرا بسیاری از کفار در ثروت و رفاه هستن و بسیاری از مسلمانان در فقر؟

  • ۱۴:۱۲

شهر تجملی

بسیار این سوال پرسیده میشه که اگر دین اسلام بر حق هست، پس چرا بسیاری از کفار در بهترین آب و هوا و مکان ها زندگی می کنن و بیشرین رفاه و ثروت را دارن ؟!
مشکل این سوال اینه که ثروت و راحتی و رفاه ،معیار برای دوست داشتن خداوند و بر حق بودن دانسته شده. در حالی که خداوند میفرماید:
فَلَا تُعْجِبْکَ أَمْوَ لُهُمْ وَلَا أَوْلَدُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِى الْحَیَو ةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَفِرُونَ 
پس اموال و فرزندان منافقان تو را به شگفتى نیندازد. جز این نیست که خداوند مى خواهد به این وسیله آنان را در زندگى دنیا عذاب کند و جانشان در حال کفر، خارج شود(55 توبه)

 از ثروت و فرزندان زیادی که به منافقان داده شده تعجب نکن . این ثروت ها براشون نعمت نیست بلکه عذاب  هست، عذاب در تهیّه آن، در نگهدارىِ آن از سرقت و حریق و مردم حسود، به جا گذاشتن و رفتن هنگام جان دادن، پاسخگویى در قیامت براى چگونگى تهیّه و مصرف آن.
همین ثروت و رفاه و راحتی باعث میشه، روز به روز عذاب اخروی خودشون رو بیشتر کنن و هر روز غافل تر از دیروز باشن. 
پس چه بسیار ثروت هایی که باعث نابودی و بد بختی انسان میشه و باعث میشه که توفیق توبه از انسان گرفته بشه و در حالی بد از دنیا بره و جان، به سختی از بدن خارج بشه. ( «تَزهَق» به معناى خارج شدن همراه با دشوارى و تأسّف و حسرت است. ). 

گاهی باید رسوا کرد

  • ۱۲:۴۵

عَفَا اللَّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکاذِبِینَ (43)
خدا تو را عفو کرد، چرا به آنها اجازه دادی، پیش از آن که راستگویان برایت روشن شوند و دروغگویان را بشناسی؟ (43 توبه)
هنگامی که پیامبر فرمان داد تا همه آماده رفتن به جنگ تبوک شوند منافقان می آمدند و بهانه می آوردند و اجازه می خواستند که در جنگ شرکت نکنند. و پیامبر به آنها اجازه می دادند.
خداوند در این آیه پیغمبرش را مورد عتاب قرار می دهد که چرا به همه اجازه میدادی ? نباید در مورد منافقان عیب پوشی می کردی ،بلکه باید افشاگری می کردی و بهانه های آنها را نمی پذیرفتی؟
البته خداوند با لطف و مهربانی پیامبرش را مورد عتاب قرار داده به این طریق که پیش از بیان عتاب آمیز سخن از عفو و گذشت به میان آورده و این گونه عتاب و نکوهش راجع به امری جایز است که غیر آن اولی و بهتر بود انجام شود.(تفسیر جامع الجوامع)
ممکن هست رسوا کردن فرد منافق تاثیر منفی بر روی او بگذارد، ولی لازم هست، چون باید منافقین جامعه از مومنین شناخته شوند . خطر هیچ کس بیشتر از کسانی که ظاهرا از مومنین هستند ولی باطنا فقط پی دنیا هستند، نیست.

جبهه رفتن آزمونی برای ایمان داشتن یا نداشتن

  • ۱۲:۴۰

جبهه
لا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ (44) إِنَّما یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ (45) وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَ لکِنْ کَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قِیلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِینَ (46)
آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان دارند از تو اجازه نمی خواهند که به مال و جان خویش جهاد کنند و خداوند از حال پرهیزکاران آگاه است. (44)
تنها کسانی از تو اجازه می‌خواهند، که ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارند و دلهایشان در شکّ است و از این رو، در شک و تردید بسر می‌برند. (45)
اگر می‌خواستند که برای جنگ بیرون روند، وسیله ای برای آن فراهم می‌کردند، اما خداوند از حرکت آنها کراهت داشت، لذا از حرکت بازشان داشت و به آنان گفته شد: با بازنشستگان بنشینید. (46)
خداوند در آیه 44 سوره توبه صراحتا میفرماید : کسانی که ایمان به خدا و روز جزا دارند، اجازه نمی گیرند که به جبهه نروند. و فقط کسانی اجازه می گیرند که ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارند و در شک به سر می برند. و اینکه ما وسائل جنگ نداریم بهانه ای بیش نیست.

به خاطر چهار شاخه مو

  • ۱۵:۵۵

إِنَّمَا النَّسِی ءُ زِیادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً لِیُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَیُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ (37)
تغییر دادن ماه‌های حرام و تأخیر حکم آن، افزایشی در کفر است که به سبب آن، کافران گمراه می‌شوند. یک سال آن را حلال و سال دیگر آن را حرام می‌دانند، تا مطابق تعداد ماههایی شود که خداوند تحریم کرده است (و عدد چهار را به عقیده خود تکمیل نمایند) و از این راه آنچه را که خداوند حرام کرده حلال شمارند، اعمال زشت آنان در نظرشان زیبا می‌آید و خداوند مردم کافر را هدایت نمی کند. (37) 

بی حجابی

 دین خدا را باید همان طوری که خدا گفته عمل کنیم ،نه آن طوری که خودمون دلمون می خواد. به خانمی گفته میشه چرا حجابت کمه و همه اون مقداری که خدا خواسته را نمی پوشانی؟ میگه: حالا با این بیرون بودن چهار شاخه مو خدا قراره من رو به جهنم ببره؟ خدا میخواد که انسانیت داشته باشیم. خدا خیلی مهربونه ،مثل شما سخت گیر نیست. 

ولی توجه نداره که بحث درباره چهار شاخ مو نیست. مهم این هست که او امر خدا رو زیر پا گذاشته .
در آیه 37 سوره توبه خداوند مردم رو از دقیق عمل نکردن به احکام خودش بر حذر میداره و جزء اعمال زشتی میدونه که صاحبش اون عمل زشت را برای خود زینت کرده و چنان کارش را توجیه کرده و براش زیبا شده که خودش هم عملش رو زشت نمیدونه و عقیده پیدا کرده که این عمل خوبی هست.
کلمه نسی ء که در این آیه شریفه آمده، آن است که حرمت یک ماه حرام را به ماه دیگر موکول کنند توضیح این که عربها اهل جنگ و جدال بودند و از این لحاظ وقتی در حال جنگ بودند و ماه حرام می‌رسید بر آنها سخت بود که جنگ را ترک کنند. بنا بر این در این ماه آن را حلال و به جایش ماه دیگر را حرام می‌دانستند، لذا خداوند می‌فرماید:
لِیُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ تا شماره ماه‌های حرام را که عدد چهار است به حساب خود تکمیل کنند و با آن مخالفت نکنند و حال آن که خداوند حرمت را ویژه این ماه‌ها قرار داده و آنها با این اختصاص مخالفت می‌کردند و گاهی عدد ماه‌های یک سال را زیاد ساخته و آن را سیزده ماه قرار می‌دادند، تا وقت زیاد داشته باشند، به این سبب خداوند تأکید می‌فرماید که: إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً مقصود این که تعداد ماهها فقط دوازده تاست، نه زیادت بر این.
تفسیر جامع الجوامع

مطالب مرتبط:

چرا نگاه به موی نامحرم حرام است؟

قرآن و روش برخورد با دشمن در هنگام عمل نکردن به توافق

  • ۱۷:۵۰
توافق با دشمن
کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ (7) کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبی قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فاسِقُونَ (8)  
چگونه برای مشرکان در نزد خدا و رسولش پیمانی خواهد بود؟ مگر برای کسانی که نزد مسجد الحرام با آنها پیمان بستید، پس تا هر زمان که آنان در برابر شما، وفادار باشند، شما نیز وفاداری کنید که خداوند پرهیزکاران را دوست می‌دارد. (7)
چگونه برایشان پیمانی است، در حالی که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندی با شما را می‌کنند و نه پیمان را، شما را با زبانهایشان خشنود می‌کنند ولی دلهایشان با آن مخالف است و بیشتر آنها اهل فسقند. (8)

خداوند در قرآن کریم دستور می دهد تا با مومنین و برادران دینی خود با مهربانی و رافت برخورد کنید و با دشمنان بسیار محکم و قاطع باشید.
اگر دشمن به توافقات و قول و قرار های خود عمل نکرد ، طبیعی هست که شما نباید در مقابل دشمن نرمش نشان دهید و کوتاه بیایید چون قرارداد و پیمان شما نقض شده است. و آنها کسانی هستند که اگر بر شما پیروز شوند هیچ رحمی به شما نمی کنند.
خداوند میفرماید: کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ چگونه برای آنها عهد و پیمانی درست و صحیح به وجود می‌آید؟ بلکه با فریب و نیرنگی که در باطن آنهاست و نیّت بر هم زدن آن را دارند، محال است که پیمانشان پابرجا بماند و شما چنین امیدی به آنان نداشته باشید.

یُرْضُونَکُمْ خداوند با این فعل به وصف حال مشرکان پرداخته که باطنشان مخالف با ظاهرشان می‌باشد.
وَ تَأْبی قُلُوبُهُمْ منظور این است که کینه‌هایی که در دلهایشان نهان دارند، با سخنان زیبایی که بر زبان می‌رانند مخالف است.
وَ أَکْثَرُهُمْ فاسِقُونَ بیشتر آنها در کفر و شرک افراط می‌کنند و مروّت و مردانگی ندارند که آنان را از این امور بازدارد چنان که در بعضی کافران دیده می‌شود که از آنچه باعث آبروریزی می‌شود عفّت می‌ورزند و از خلف وعده و پیمان شکنی خودداری می‌کنند. (1)
در این آیه شریفه خداوند تاکید می کند که فریب تبلیغات و حرف های گول زننده آنها را نخورید که این حرف ها دستکش مخملی هست که بر روی دست چدنیشان می کشند.
پاورقی:
تفسیر جامع الجوامع ،سوره توبه

معنای لا اکراه فی الدین چیست؟

  • ۲۰:۲۲

ﻟﺎ ﺇﻛﺮﺍﻩ ﻓﻰ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﻗﺪ ﺗﺒﻴﻦ ﺍﻟﺮﺷﺪ ﻣﻦ ﺍﻟﻐﻰ ﻓﻤﻦ ﻳﻜﻔﺮ ﺑﺎﻟﻄﻐﻮﺕ ﻭﻳﺆﻣﻦ ﺑﺎﻟﻠﻪ ﻓﻘﺪ ﺍﺳﺘﻤﺴﻚ ﺑﺎﻟﻌﺮﻭﺓ ﺍﻟﻮﺛﻘﻰ ﻟﺎﺍﻧﻔﺼﺎﻡ ﻟﻬﺎ ﻭﺍﻟﻠﻪ ﺳﻤﻴﻊ ﻋﻠﻴﻢ(256 بقره)

ﺩﺭ (ﭘﺬﻳﺮﺵ) ﺩﻳﻦ، ﺍﻛﺮﺍﻫﻰ ﻧﻴﺴﺖ. ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺭﺍﻩ ﺭﺷﺪ ﺍﺯ ﮔﻤﺮﺍﻫﻰ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﺎﻏﻮﺕ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ، ﻗﻄﻌﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻩ ﻣﺤﻜﻤﻰ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪ، ﻛﻪ ﮔﺴﺴﺘﻨﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ. ﻭﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺷﻨﻮﺍﻯ ﺩﺍﻧﺎ ﺍﺳﺖ.

شاید بعضی اینگونه برداشت کنند که نبود اکراه و اجبار در دین، به معنای این است که، یهودی حق دارد یهودی باشد و مسیحی حق دارد مسیحی باشد. و باید بگذاریم هرکسی هر دینی خواست انتخاب کند و همچنین در جامعه اسلامی نباید کسی را مجبور به حجاب کرد و هر کسی اختیار دارد که بی حجاب در جامعه باشد و هیچ کس حق ندارد کاری به کار او داشته باشد و... ولی هیچ کدام از این تفاسیر درست نیست چون اولا این تفسیر با بسیاری از دستورات دینی مثل جهاد و امر به معروف و حکم ارتداد و... تعارض پیدا می کند. و دوما با خواندن ادامه این ایه و ایه بعد متوجه می شویم که این ایات در مورد اختیاری بودن ایمان قلبی است.

ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻗﻠﺒﻰ ﺑﺎ ﺍﺟﺒﺎﺭ ﺣﺎﺻﻞ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﻫﺎﻥ، ﺍﺧﻠﺎﻕ ﻭ ﻣﻮﻋﻈﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻟﻬﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﻛﺮﺩ، ﻭﻟﻰ ﺍﻳﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻫﺮ ﻣﻨﻜﺮﻯ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻣﻦ ﺁﺯﺍﺩﻡ ﻭ ﻛﺴﻰ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﻰ ﻛﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩﻩ‌ﺍﻡ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﺩ. ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺟﺰﺍﻳﻰ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺗﻌﺰﻳﺮﺍﺕ، ﺣﺪﻭﺩ، ﺩﻳﺎﺕ ﻭ ﻗﺼﺎﺹ ﻭ ﻭﺍﺟﺒﺎﺗﻰ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻧﻬﻰ ﺍﺯ ﻣﻨﻜﺮ ﻭ ﺟﻬﺎﺩ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺘﻰ ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻰ ﻗﻠﺒﺎ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻯ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻭﻟﻰ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﻯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻳﻚ ﻓﺮﺩ ﻣﻮﺫﻯ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺍﺳﻠﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﻔﺎﺭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ: «ﻫﺎﺗﻮﺍ ﺑﺮﻫﺎﻧﻜﻢ ﺍﻥ ﻛﻨﺘﻢ ﺻﺎﺩﻗﻴﻦ» (1) ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺍﺩﻋﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺻﺎﺩﻗﻴﺪ، ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻭ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻛﻨﻴﺪ. ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺍﺳﻠﺎﻡ، ﺍﺟﺒﺎﺭ ﻧﻤﺎﻳﺪ؟ ﺟﻬﺎﺩ ﺩﺭ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﻳﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻃﺎﻏﻮﺕ‌ﻫﺎ ﻭ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﻫﺎﻯ ﺟﺒﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺗﻔﻜﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻠﺖ‌ﻫﺎ ﻧﻤﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺤﻮ ﺷﺮﻙ ﻭ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﭘﺮﺳﺘﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻳﻚ ﺑﻴﻤﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻜﻮﺕ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ، ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻴﺖ ﺍﺳﺖ. ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ، ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﺼﺎﺩﻳﻖ ﺗﻤﺴﻚ ﺑﻪ «ﻋﺮﻭﺓ ﺍﻟﻮﺛﻘﻰ» ﻭ ﺭﻳﺴﻤﺎﻥ ﻣﺤﻜﻢ ﺍﻟﻬﻰ، ﺍﺗﺼﺎﻝ ﺑﺎ ﺍﻭﻟﻴﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ. ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﺍﻧﺖ ﺍﻟﻌﺮﻭﺓ ﺍﻟﻮﺛﻘﻰ». (1)

1-    تفسیر نور

وقتی تر و خشک با هم می سوزند

  • ۲۰:۱۵

زلزله

وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ) انفال (25


ﻧﻴﻜﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺪﺍﻥ ﺳﻜﻮﺕ ﻧﻜﻨﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺳﻜﻮﺕ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﻬﻴﻢ ﻭ ﺷﺮﻳﻚ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ. ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺚ ﻣﻌﺮﻭﻓﻰ ﺍﺯ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﺰ ﻭ ﺟﻞ ﻟﺎ ﻳﻌﺬﺏ ﺍﻟﻌﺎﻣﺔ ﺑﻌﻤﻞ ﺍﻟﺨﺎﺻﺔ ﺣﺘﻰ ﻳﺮﻭﺍ ﺍﻟﻤﻨﻜﺮ ﺑﻴﻦ ﻇﻬﺮﺍﻧﻴﻬﻢ ﻭ ﻫﻢ ﻗﺎﺩﺭﻭﻥ ﻋﻠﻰ ﺍﻥ ﻳﻨﻜﺮﻭﻩ ﻓﺎﺫﺍ ﻓﻌﻠﻮﺍ ﺫﻟﻚ ﻋﺬﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺨﺎﺻﺔ ﻭ ﺍﻟﻌﺎﻣﺔ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺰ - ﻭ ﺟﻞ ﻫﺮﮔﺰ ﻋﻤﻮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻋﻤﻞ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺧﺎﺹ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﻨﻜﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﺋﻰ ﺑﺮ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺁﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﺳﻜﻮﺕ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﺧﺎﺹ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ. (1)

ﻳﻚ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﺳﻠﺎﻣﻰ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﻣﺎ ﻭ ﺷﻜﺴﺖ ﻫﺎﻯ ﭘﻰ ﺩﺭ ﭘﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﮔﻴﺮﺷﺎﻥ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻓﺘﻨﻪ ﻫﺎﻯ ( (ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ) ) ﻭ ( (ﺻﻬﻴﻮﻧﻴﺴﻢ) ) ﻭ ( (ﺍﻟﺤﺎﺩ) ) ﻭ ﻣﺎﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭ ﻣﻔﺎﺳﺪ ﺍﺧﻠﺎﻗﻰ ﻭ ﻣﺘﻠﺎﺷﻰ ﺷﺪﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ‌ﻫﺎ ﻭ ﺳﻘﻮﻁ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﻓﺤﺸﺎﺀ ﻭ ﺍﻧﺤﻄﺎﻁ ﻭ ﻋﻘﺐ ﮔﺮﺩ ﻋﻠﻤﻰ، ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻭ ﻣﺤﺘﻮﺍﻯ ﺁﻳﻪ ﺭﺍ ﻣﺠﺴﻢ ﻣﻰ ﺳﺎﺯﺩ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻓﺘﻨﻪ‌ﻫﺎ ﺩﺍﻣﻦ ﻛﻮﭼﻚ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ، ﻧﻴﻚ ﻭ ﺑﺪ ﻭ ﻋﺎﻟﻢ ﻭ ﺟﺎﻫﻞ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻳﺎﻓﺖ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺭﻭﺡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻫﻤﮕﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻋﻤﻠﺎ ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﻭ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻧﻬﻰ ﺍﺯ ﻣﻨﻜﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﻗﻄﻌﻰ ﻭ ﺗﺨﻠﻒ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻋﻤﻠﻰ ﮔﺮﺩﺩ. (2)

ادامه مطلب

 

۱ ۲ ۳
وَ عِبادُ الرَّحمن...
عاشق این نامم...
بارها این آیه را خواندم و لذّت بردم...
آنان که آنقدر سبک بال بر روی زمین راه می روند که نزدیک است هر لحظه به آسمان روند...
با اَهل آسمان بیشتر اَز اَهل زمین اُنس دارند...
آنچنان اَز جهنم یاد می کنند اِنگار آن را می بینند...
خواب و خوراک برایشان نمانده...
خاموش می سوزند...
و بر این عقیده ایم که اگر صفات عباد الرحمن هرچند کم در مردم ایجاد شود، رحمت از زمین و آسمان بر ما نازل می شود و تمام مشکلات اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حل خواهد شد...
إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ...



در این سایت
در كل اينترنت
Designed By Erfan Powered by Bayan