سایت رسمی عباد الرحمن

عباد الرحمن,احکام,طب,طب اسلامی,عکس نوشته,کتاب,دانلود کتاب,تفسیر,بصیرت افزایی,حوزه,دانلود کتابpdf,آیت الله تبریزیان

مستصحب باید حکم شرعی باشد

  • ۱۹:۰۲

تنبیه دهم: فی لزوم کون المستصحب حکما شرعیا

مراد از اینکه مستصحب یا حکم یا موضوع داری حکم شرعی است این است که در حال بقاء حکم یا موضوع ذی حکم باشد نه در حال حدوث پس مستصحب و لو در حال حدوث، حکم شرعی نداشته باشد استصحاب جاری می شود.

 

استصحاب در صورتی جریان پیدا می کند که شک در یکی از دو چیز باشد:

  1. در حوزه حکم شرعی
  2. در موضوعی که دارای حکم شرعی بلاواسطه است

 

اثریکه خودش یا صاحبش استصحاب می شود در زمان مشکوک لاحق معتبر است نه در زمان یقین سابق

  • مثال: مثل اینکه یقین به اسطاعت زید 10 ساله داشتیم (اثری ندارد و مخالفت و موافقت و ثواب و عقاب ندارد) حال بعد از گذشت 10 سال دیگر در بقای استطاعت او شک می کنیم... استصحاب می کنیم بقاء استطاعت زید را و حکم به وجوب حج را بر آن مترتب می کنیم چون آنچه معتبر است .

مثبت نبودن لوازم استصحاب

  • ۱۳:۲۵

تنبیه نهم: این تنبیه توضیح اصل مثبت هست که توهم نشود که عدم ترتب اثر غیر شرعی و نه اثر شرعی با واسطه ( واسطه عادی یا عقلی) به نسبت مستصحب واقعی است بلکه فقط به نسبت به مطلق الوجود است. (اصل مثبت در وجود واقعی وجود دارد نه مطلق وجود)


توضیح:

اثار ولوازم شرعی وغیر شرعی مستصحب دو قسم است:

  • آثار و لوازم وجود واقعی مستصحب است یعنی این آثار بر وجود واقعی مستصحب مترتب می شوند نه بر وجود تعبدی مستصحب، مثل نبات لحیه
  • آثار و لوازمی که بر مطلق الوجود مترتب می شود (خواه بر وجود واقعی مستصحب، خواه بر وجود ظاهری تعبدی مستصحب) مثل وجوب موافقت، حرمت مخالفت

مواردی که اصل مثبت نیست

  • ۲۱:۰۷

تنبیه هشتم: در واقع تتمه ای برای بحث اصل مثبت است و اختلافی که با شیخ ره در محدوده اصل مثبت در حجت وجود دارد.

  • در صورتی که استصحاب در حکم شرعی جریان پیدا کند جعل حکمی مماثل با همان مستصحب است
  • در صورتی که استصحاب در موضوعی از موضوعات جریان پیدا کند:

1. اگر به انگیزه ترتب اثر شرعی بلاواسطه خود مستصحب باشد این اصل جاری میشود مثل استصحاب حیات زید برای ترتب وجوب نفقه زوجه


2. در صورتی که مستصحب از امور ذاتیه باشد:

تمام ذات: نوع

جزء اعم ذات: جنس

جزء مساوی ذات: فصل

این مورد هم اصل مثبت است.


3. در صورتی که مستصحب محمول بالضمیمه باشد ( از امور متاصله ای که ما بحذاء خارجی دارد مثل سودا و بیاض و ...) از نظر شیخ ره استصحاب به دلیل اصل مثبت بودن جاری نمی شود.

اصل مثبت

  • ۲۲:۰۰

تنبیه هفتم: اصل مثبت

استصحاب لوازم شرعیه با واسطه در استصحاب موضوعی را اصل مثبت می نامند.

توضیح:

استصحاب:

  • در حکم شرعی جاری  شود(انشاء حکم مماثل): مثلا یقین به وجوب نماز جمعه یاطهارت ثوب داشتم الان شک دارم استصحاب جاری می شود
  • در موضوعی که دارای حکم شرعی است جاری شود ( انشاء حکمی که مماثل حکم مستصحب است) : مثلا یقین به عدالت زید داشتم الان تردید دارم: استصحاب عدالت

در صورتی که مستصحب حکمی از احکام شرعیه باشد همه اثار شرعی و عقلی و عادی مترتب می شود مثلا پس از آنکه به دنبال شک در وجوب نماز جمعه آنرا استصحاب کردیم از نظر عقلی موافقتش واجب و به دنبالش ثواب مترتب می شود و در ترکش عقاب است و مخالفتش حرام است.

موضوعی که استصحاب می شود ممکن است اثر شرعی بلاواسطه داشته باشد مثل اینکه پس از شک در حیات زید، حیات زید را استصحاب کرده و احکام شرعیه ای مانند حرمت ازدواج زوجه اش و حرمت تقسیم اموال بر آن مترتب می کنیم.

استصحاب احکام شرایع گذشته

  • ۲۰:۱۵

تنبیه ششم: استصحاب احکام شرایع گذشته

همان گونه که در جریان استصحاب تفاوتی بین حکم تعلیقی و تنجیزی قائل نشدیم و در حکم تعلیقی نیز همانند حکم تنجیزی استصحاب را جاری دانستیم همچنین در جریان استصحاب  تفاوتی میان احکام شریعت خودمان و احکام شرائع گذشته وجود ندارد و همانگونه که در مورد حکم شریعت خودمان شک کنیم استصحاب جاری می کنیم مثلا یقینا نماز جمعه در عصر حضور در شرع ما واجب بوده الان شک داشته باشیم استصحاب جاری می کنیم، اگر در احکام شرائع گذشته هم تردید داشته باشیم استصحاب می کنیم چون ادله استصحاب عمومیت دارد. ( لاتنقض الیقین بالشک)

استصحاب تعلیقی

  • ۲۲:۲۹

تنبیه پنجم: استصحاب تعلیقی

حکمی که بر موضوعی مترتب می شود در یک تقسیم به دو قسم است: حکم تنجیزی و حکم تعلیقی( مشروط به حصول معلق علیه )

  • در حکم تنجیزی حتما استصحاب جاری می شود.
  • آخوند ره: استصحاب در حکم تعلیقی هم جاری است زیرا ارکان استصحاب کامل است و مانعی وجود ندارد.

استصحاب اموره قاره و غیر قاره

  • ۱۷:۴۷

تنبیه چهارم استصحاب: جریان استصحاب در امور غیر قاره

متیقن سابقی که در صدد استصحابش هستیم:

1. گاهی از امور قاره است: اموری هستند که همه اجزاء آنها در آن واحد با هم جمع می شوند  مثل انسان، کوه، درخت و...
مسلم است که اگر شرائط استصحاب وجود داشته باشد استصحاب در امور قاره جاری می شوند.
2. گاهی از امور غیر قاره است: اموری که همه اجزای آن در یک جا جمع نمی شود بلکه متصرم الوجود (تدریجی الوجود) هستند و هر جزئی پس از زوال جزء قبلی حادث می شوند. مثل زمان، حرکت آب 

امور غیر قاره ای که دارای وجود استمراری هستند هم از نظر عقلی و هم از نظر عرفی واحد به حساب می آیند و تا زمانی که  تخلخل عدم بین آنها نباشد وحدت صدق می کند.

تنبیهات استصحاب

  • ۲۲:۰۵

تلخیص تنبیهات استصحاب

تنبیه اول: در استصحاب، شک و یقین فعلی لازم است

در حالت غفلت استصحاب جاری نمی شود چون برای استصحاب شک و یقین فعلی لازم است

فعلی لازم است

تنبیه دوم: استصحاب با تقدیر یقین

گفتیم که در استصحاب باید یقین و شک فعلی وجود داشته باشد. سوال اینجاست که آیا یقین تقدیری و فرضی هم کفایت می کند یا نه؟

اخوند ره: اظهر جریان استصحاب علی تقدیر یقین است.


تنبیه سوم: اقسام استصحاب کلی

گاهی فرد را استصحاب می کنیم مثلا استصحاب وجود زید در خانه (غالبا استصحاب ها از همین مورد است) و گاهی کلی را استصحاب می کنیم مثلا استصحاب کلی انسان در خانه در زمانی که ممکن است زید یا شخص دیگری به تنهای یا با هم در خانه باشند و ممکن است هیچ کدام در خانه نباشند. استصحاب کلی سه قسم دارد.

تنبیه چهارم: جریان استصحاب در امور غیر قاره

بدون شک استصحاب در امور غیر تدریجی (قاره) جاری می شود و در امور تدریجی (غیر قاره) مثل زمان و حرکت آب هم، چنان که در این تنبیه اثبات می شود استصحاب جاری می شود.

اقسام استصحاب کلی

  • ۰۹:۴۹

تنبیه سوم استصحاب: اقسام استصحاب کلی

گاهی فرد را استصحاب می کنیم مثلا استصحاب وجود زید در خانه (غالبا استصحاب ها از همین مورد است) و گاهی کلی را استصحاب می کنیم مثلا استصحاب کلی انسان در خانه در زمانی که ممکن است زید یا شخص دیگری به تنهای یا با هم در خانه باشند و ممکن است هیچ کدام در خانه نباشند. در هر حال برای ما وجود انسان در خانه مهم است و اهمیتی ندارد که آن انسان چه کسی است. متیقن سابق که در صدد استصحاب آن هستیم در صورتیکه از احکام  شرعیه باشد:

سه قسم استصحاب کلی وجود دارد:

استصحاب با تقدیر یقین

  • ۲۳:۰۱

الثانی أنه هل یکفی فی صحه الاستصحاب الشک فی بقاء شی ء علی تقدیر ثبوته
تنبیه دوم: آیا شک در بقاء چیزی با تقدیر ثبوت آن، در صحت استصحاب کفایت می کند؟

گفتیم که در استصحاب باید یقین و شک فعلی وجود داشته باشد. سوال اینجاست که آیا یقین تقدیری و فرضی هم کفایت می کند یا نه؟

در موارد امارات غیر علمیه یقین به حدوث حاصل نمی شود مانند زمانی که خبر واحدی بر وجوب نماز جمعه در حال حضور امام ع قائم شود و شک در بقاء ان در زمان غیبت شود که این خبر واحد بر وجوب نماز یا عدم آن در زمان غیبت دلالت نمیکند. از سوی دیگر هدف درجریان استصحاب حکم به بقاء است لذا آنچه موضوعیت دارد بقاء چیزی است با قطع نظر از اینکه حدوث پیدا کرده است یا نه. لذا چون هدف این است که حکم به بقا کنیم در اینجا نیز حکم به بقاء تقدیری می کنیم. پس در صورت شک علی تقدیر یقین استصحاب جاری می کنیم.

اخوند ره: اظهر جریان استصحاب علی تقدیر یقین است.

در مورد حکمی که مودای اماره شرعیه ظنیه است. مثلا خبر واحدی بر وجوب دعا عند رویه الهلال قائم شده است حال پس از مدتی شک می کنیم که دعا عند رویه الهلال واجب است یا نه.

۱ ۲ ۳
وَ عِبادُ الرَّحمن...
آنان که سبک بال بر روی زمین راه می روند...
با اَهل آسمان بیشتر اَز اَهل زمین اُنس دارند...
آنچنان اَز جهنم یاد می کنند اِنگار آن را می بینند...
اگر صفات عباد الرحمن هر چند کم، در جامعه به وجود آید، رحمت بر ما نازل می شود و مشکلات حل خواهد شد...
إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ...





در این سایت
در كل اينترنت
Designed By Erfan Powered by Bayan

کپی برداری برای سایت های غیر تجاری و تبلیغی آزاد می باشد