سایت رسمی عباد الرحمن

عباد الرحمن,احکام,کتاب,تفسیر,طب,دانلود کتابpdf,دانلود کتاب,بصیرت افزایی

تفسیر آیه 34 سوره نساء

  • ۲۱:۲۸

در آیه 34 سوره نساء که با اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَآءِ شروع می شود، سه مبحث ولایت و سرپرستی مردان بر زنان و نشانه های زن های خوب و شایسته و نحوه برخورد با زنی که ولایت و سرپرستی همسرش را نمی پذیرد را بیان می کند...

نحوه برخورد با زنی که ولایت و سرپرستی مرد را نمی پذیرد

  • ۱۹:۰۸

بعد از این که خداوند در آیه 34 سوره نساء در مورد ولایت و سرپرستی مردان بر زنان و نشانه های زنان شایسته صحبت می کند، نحوه برخورد با زنانی که از شوهر، نافرمانی و سرپیچی می کنند را مطرح می کند و میفرماید:

...وَالَّتِى تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیّاً کَبِیراً

و (امّا) زنانى که از سرپیچى آنان بیم دارید، پس (نخست) آنان را موعظه کنید و (اگر مؤثّر نشد) در خوابگاه از آنان دورى کنید و (اگر پند وقهر اثر نکرد، ) آنان را بزنید (وتنبیه بدنى کنید)، پس اگر اطاعت شما را کردند، بهانه اى بر آنان (براى ستم وآزار) مجویید. همانا خداوند بزرگوار و بزرگ مرتبه است.

اگر زن در امور مربوط به شؤون زوجیت که حیطه قوامیت و ولایت مرد هست نافرمانی می کند مرد باید زن را موعظه کند و با او حرف بزند وسعی کند از هر راهی که می تواند زن را از این نافرمانی باز دارد. و زندگی را به مسیر طبیعی خود باز گرداند.

اگر موعظه اثر نداشت باید با او قهر کند و در رختخواب پشت به او کند و سعی کند از این راه وارد شود. و اگر قهر هم جواب نداد باید به خشونت متوسل شد.

وقتى راههاى مسالمت آمیز سود نبخشید، یا باید دست از انجام وظیفه کشید، یا باید در صورت تأثیر نداشتن موعظه و قهر، خشونت به خرج داد. به گفته ى روانشناسان، بعضى افراد، حالت مازوشیسم (آزار طلبى) پیدا مى کنند که تنبیه مختصر بدنى، برایشان همچون مرهم است. در تنبیهات بدنى هم، اسلام سفارش کرده که نباید به مرحله ى کبودى جسم یا زخمى شدن بدن برسد. به علاوه، مرد متخلّف هم گاهى توسط قاضى تنبیه بدنى مى شود.

رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: کتک شما نباید به نحوى باشد که اثر آن در جسم زن نمودى داشته باشد، یا کتک نشانه خودنمایى و اظهار قدرت مرد باشد که زهره چشمى بگیرد. «ضرباً غیر مبرّج» (۱)

امام صادق علیه السلام فرمودند: نشوز زن آن است که در فراش (همبستر شدن) از شوهر تبعیت نکند و مقصود از «اضربوهنّ»، زدن با چوب مسواک و شبیه آن است، زدنى که از روى رفق و دوستى باشد. (۲)

نشانه های زن خوب وشایسته در قرآن

  • ۱۱:۱۷

قرآن کریم در آیه 34 سوره نساء ،نشانه ها و صفات زن خوب از نظر اسلام را بیان می کند و بعد از این که از ولایت و سرپرستی مردان بر زنان صحبت می کند چنین نتیجه گیری می کند:

فالصَّلِحَتُ قَنِتَتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ...(34 نساء)

پس زنانِ شایسته، فرمان بردارند و نگهدار آنچه خدا (براى آنان) حفظ کرده، (حقوق واسرار شوهر، ) در غیاب اویند.

این آیه، سفارش به زنان است که این صفات را داشته باشید.البته اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى، مشروط به تأمین زندگى او از سوى مرد است. «بما انفقوا... فالصالحات قانتات حافظات»

پس نشانه شایستگى زن اطاعت و تواضع او نسبت به شوهر «قانتات» و رازدارى، حفظ مال و آبرو و ناموس شوهر در غیاب اوست. «فالصالحات... حافظات للغیب»

باید توجه داشت که خداوند تواضع زن را، ضعف زن نمی داند،بلکه  ارزش او میداند. «فالصالحات قانتات»

منبع: تفسیر نور

مطالب مرتبط:

دو وظیفه زن که شرعا نسبت به شوهرش واجب است

ولایت و سرپرستی مردان بر زنان

  • ۱۴:۱۷

ولایت و سرپرستی مردان بر زنان

خداوند در آیه 34 سوره نساء از ولایت و سرپرستی مردان بر زنان که شامل ولایت مرد بر همسرش هم می شود، صحبت به میان آورده است و دلایل ولایت مرد را هم بیان می کند و می فرماید:

اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ بِمَآ أَنْفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ

مردان داراى ولایت بر زنانند از آن جهت که خدا بعضى از ایشان (مردان) را بر بعضى (زنان) برترى داده (قدرت بدنى، تولیدى واراده بیشترى دارند) و از آن جهت که از اموال خود نفقه مى دهند

«قَوّام» به کسى گفته مى شود که تدبیر و اصلاح دیگرى را بر عهده دارد. (قوام صیغه مبالغه قیام است)

«نشوز» از «نشز» به معناى زمین بلند وبه سرکشى وبلندپروازى نیز گفته مى شود.(به زنی که از شوهر در مسائل جنسی و بیرون رفتن از خانه نافرمانی می کند ناشزه می گویند)

ولایت مرد بر زن فقط در امور خانواده نیست

شرط سرپرستى و مدیریت، لیاقت و توانایی تأمین و اداره زندگى است و به این جهت، مردان نه تنها در امور خانواده، بلکه در امور اجتماعى، قضاوت و جنگ نیز بر زنان مقدّمند، «بما فضّل اللّه... و بما انفقوا»   و به این خاطر نفرمود: «قوّامون على ازواجهم»، زیرا که مسئله ى زوجیّت مخصوص زناشویى است و خدا این برترى را مخصوص خانه قرار نداده است.

پس چنان که خداوند استدلال کرده است ،برتری داشتن مرد از جهاتی (در ادامه توضیح داده شده) و لیاقت و توانایی تامین و اداره زندگی، دلیل این بوده است که ولایت مرد بر زن وجود داشته باشد.

گرچه برخى زنان، در توان بدنى یا درآمد مالى برترند، ولى در قانون و برنامه، باید عموم را مراعات کرد، نه افراد نادر را.

این آیه شریفه این پیام را برای ما دارد که در اداره امور زندگى، باید تعقّل و تدبیر، بر احساسات و عواطف حاکم باشد. «الرّجال قوّامون على النساء» و نظام حقوقى اسلام با نظام تکوین و آفرینش هماهنگ است.

حقّ مدیریّت مرد، به خاطر ساختار جسمى و روحى اوست و قانونگذار باید در وضع قانون، به تفاوت هاى طبیعىِ زن و مرد در آفرینش، توجه داشته باشد. «الرّجال قوّامون... بما فضّل اللّه»

و در نظر نگرفتن تفاوت های طبیعی و جایگاه زن و مرد در آفرینش ،طبعات فروانی چون زیاد شدن طلاق ،فساد و ... خواهد داشت.

حتما مطلب توهم جنس برتر را بخوانید تا شما هم جزو توهم زنندگان نباشید.

دنیا جز بازی و سرگرمی نیست

  • ۱۶:۲۲

خداوند در قرآن کریم حقیقت و واقعیت دنیا را با کلمه لهو و لعب وصف می کند که در این باره توضیح خواهم داد. لهو و لعب( بازی و سرگرمی و کار بیهوده) بودن دنیا، چهار مرتبه با تقدم کلمه لهو در قرآن، آن هم در قالب حصر(یعنی دنیا فقط وفقط لهو و لعب است) آمده است.
«و ما الحیوة الدنیا الا لعب و لهو» (۱)
«و ما هذه الحیوة الدنیا الاّ لعب و لهو» (۲)
«انما الحیوة الدنیا لعب و لهو» (۳)
«اعلموا انما الحیوة الدنیا لعب و لهو»
(۴) (5)
 اینکه خداوند می فرماید :دنیا فقط بازی و سرگرمی و کار بیهوده هست نشان میدهد که ماهیت و واقعیت دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی و کار بیهوده نیست.
واینکه می فرماید : بدانید که دنیا لهو و لعب است ،حکایت از این دارد که بسیاری جاهل به آن هستند . و وقتی می فرماید : این حیات دنیا لهو و لعب است ، می خواهد راه توجیه را بر جاهلان ببندد ، که منظور من همین زندگی دنیا هست ، بیهوده کلام مرا توجیه نکنید.
بله واقعیت دنیا چیزی جز لهو و لعب نیست مگر دنیا را مزرعه آخرت کنیم. کار و کشاورزی تفریح و سرگرمی است ولی چون برای هدفی دیگر است وخود این کار مقصود نیست ، کشاورزی ارزش پیدا می کند. در واقع اگر کشاورزی برای تولید محصول نبود، فقط لهو و لعب بود.
گرچه در مثال مزرعه، کشاورزی بدون هدف محصول ،عجیب است ولی بسیاری دنیا را هدف قرار داده و دنبال محصولی نیستند و تمام هدفشان لذت بردن از دنیاست و غافل از این هستند که به گونه ای کشاورزی کنند که محصولی بدست آید.

عاقبت بد عهدی و خلف وعده با خدا

  • ۲۲:۰۶

وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ (75) 
بعضی از آنها با خدا عهد کرده اند که اگر از فضل و رحمتش به ما عطایی بخشد، به یقین صدقه خواهیم داد و از نیکوکاران خواهیم بود. (75)

شخص مورد بحث ثعلبة بن حاطب است که خدمت پیامبر عرض کرد:
یا رسول اللَّه، دعا کن و از خدا بخواه که به من ثروتی بدهد، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:
ای ثعلبه! قلیل تؤدی شکره، خیر من کثیر لا تطیقه: «مال اندکی که بتوانی شکرش را به جای آوری بهتر است از ثروت فراوانی که توان شکرش را نداشته باشی»  ثعلبه گفت:

سوگند به خدایی که تو را بحق برانگیخت، اگر خدا به من ثروتی بدهد، حق هر صاحب حقّی را ادا می‌کنم.(مثل بسیاری از افراد که فکر می کنند ثروت لزوما چیز خوبی هست و به جای قناعت و شکر داشته ها، فکر می کنند که با ثروت دنیا و آخرت آنها آباد می شود ، غافل از اینکه به عهد های در زمان فقر چندان اعتباری نیست و ثروت ایمان بسیاری از افراد را ضعیف می کند.)
پیغمبر خدا برایش دعا کرد. ثعلبه گوسفندی خرید و این گوسفند مثل کرم که تخم می‌گذارد و رشد می‌کند، روزبروز افزایش یافت، تا جایی که شهر مدینه بر او تنگ آمد و نتوانست در شهر بماند و به بیابان رفت و از مردم و نماز جمعه و جماعات دور ماند، امّا بعد که آیات زکات نازل شد و رسول اکرم  عامل خود را فرستاد که زکات را بگیرد، وی بر اثر بخل و مال دوستی از دادن زکات خودداری کرد و گفت:
این که از من مطالبه می‌کنید صدقه نیست بلکه مانند جزیه(1)است(2). خبر که به پیامبر رسید ناراحت شد و فرمود:
وای بر ثعلبه وای بر ثعلبه.
شبیه این آیه در عمل نکردن به پیمان با خدا، در سوره ى اعراف آمده است: «دعوا اللَّه ربّهما لئن اتیتنا صالحاً لنکوننّ من الشاکرین. فلمّا آتاهما صالحاً جعلا له شرکاءَ» (3) زن و شوهرى عهد کردند که اگر خداوند فرزند شایسته اى به آنان بدهد، شکرگزار او باشند، امّا چون صاحبِ فرزند صالحى شدند، براى خدا شریک قائل شده و پیمان را از یاد بردند.
و خداوند در ادامه سوره توبه(4)، خبر از بد عاقبت شدن این افراد می دهد و دلیل آن را بر عهدی و خلف وعده ای که با خدا کردند و دروغ گویی شان بیان می کند.

کسانی که خدا آنها را فراموش کرده

  • ۱۷:۳۴

 

خداوند در آیه 67 سوره توبه می فرماید : خدا منافقان  را فراموش کرده است و علت این فراموشی را اینچنین بیان میکند: آنها خدا را فراموش کردند پس خدا هم آنها را فراموش کرد .
واضح است که خداوند هیچ گاه فراموشی نمی گیرد و منظور این است که در عمل آنها را فراموش کرده است و از رحمت خود محروم کرده است چون رحمت خداوند همانطور که در آیه 71 سوره توبه آمده مشروط به ایمان و عمل به دستورات الهی است .
 فلذا یاد آور می شود که قبل از شما هم کسانی بودند که مال و اموال و قدرت بیشتر از شما  به آنها داده شده بود و آنها خودشان را در گناه فرو بردند و ضرر کردند  و عذاب الهی بر آنها نازل شد. 
خداوند زندگی اقوام گذشته را نقل می کند تا عبرت بگیریم و بدانیم که کسانی که بیش از ما قدرت و ثروت داشتند عمر کوتاه را به سعی در لذت بردن از دنیا سپری کردند و جزء زیانکاران شدند ، و ما هم اگر شهوت ها و حب دنیا را در دل نگه داریم، کوتاهی عمر و زیان در پایان عمر را فراموش می کنیم ،و به خاطر لذت زود گذر دنیا به خود ظلم می کنیم و رحمت و نعمات الهی(مال و اموال و قدرت و توانایی) را به لعن و عذاب الهی تبدیل می کنیم.
و برای تذکر همین بس که...
چه سخت است فراموش ماندن از خاطر او...
منابع و آیات در ادامه مطلب

واجبی که عامل برپایی واجبات دیگر و مایه نزول رحمت است

  • ۱۱:۴۵

خداوند در آیه 71 سوره توبه هم مردان و هم زنان را خطاب قرار می دهد و میفرماید شما حق ولایت و نظارت نسبت به هم دارید و نباید نسبت به هم بی تفاوت باشید و سر در لاک خود کنید و فقط کلاه خود را بچسبید . گر چه امر به معروف و نهی از منکر امر ونهی است و امر نهی همیشه از موضع قدرت هست نه ضعف ولی نباید فراموش شود که این حق ولایت و نظارت دوستانه و همراه با محبت است. و باید دوستی و محبت بین مومنین باشد.
آیه ى 67 سوره توبه، درباره ى منافقان تعبیرِ «بعضهم من بعض» (یعنی منافقان از جنس هم هستند و همه منافقند (گر چه بعضی از آنها قسم می خورند مومن هستند) )را آورده، امّا آیه 71 سوره توبه درباره ى مؤمنان مى فرماید: «بعضهم اولیاء بعض»، شاید اختلاف تعبیر به خاطر آن است که بر خلاف مؤمنان، وحدت عمیق و پیوند ولایت در میان منافقان نیست و هنگام بروز منافع شخصى، وفادار نیستند و وحدتشان ظاهرى و صورى است، به قول قرآن: «تحسبهم جمیعاً وقلوبهم شتّى» (1) آنان را متّحد مى پندارى در حالى که دلهایشان پراکنده است.
چون امر به معروف ونهى از منکر، عامل برپایى واجبات دیگر است، از این رو در آیه، قبل از نماز و زکات آمده است. (2)
پس امر به معروف و نهی از منکر آنچنان دارای اهمیت است که اگر انجام نشود واجبات دیگر هم روی زمین می ماند .
خداوند امر به معروف و نهی از منکر را اولین نشانه مومنین و امر به منکر و نهی از معروف را اولین نشانه فسق معرفی کرده است. و امر به معروف و نهی از منکر را در کنار ایمان داشتن و اهل عمل بودن ذکر کرده است تا بدانیم برای انجام این فریضه الهی نیاز هست خود اهل اقامه نماز و پرداخت زکات و اطاعت با میل رغبت از خداوند در اعمال عبادی و از رسول خدا در برنامه های حکومتی باشیم. و اگر مثل منافقان به فکر فقرا نباشیم بهتر است به امر معروف و اصلاح خود بپردازیم که بوی نفاق از ما به مشام میرسد.
و در انتهای آیه خداوند بشارت می دهد که این چنین مردان و زنانی به زودی مورد رحمت من قرار میگرند و یاد آور می شود که شما به عمل خود رحمت من را شامل حالتان می کنید و دنیا و اخرت خود را قرین رحمت های من می کنید . چنان که در آیه 96 سوره اعراف خداوند وعده نزول برکات از اسمان و زمین را به یک جامعه با ایمان و باتقوا داده است.

پاورقی و ایات در ادامه مطلب

وحی، ابزار قدرتمند پیامبر برای حکومت

  • ۱۸:۰۹
وحی
یکی از ابزار های قدرتمند منافقان و دشمنان پیامبر صلی الله علیه و اله برای از میان برداشتن وی ،استهزاء و مسخره کردن بود و در مقابل ترس از افشای هویت واقعی منافقان بوسیله وحی باعث می شد پیامبر تسلط بیشتری بر حکومت داشته باشند .
در شأن نزول آیه( 64 سوره توبه)گفته اند: گروهى از منافقان، تصمیم گرفتند شتر پیامبر را در بازگشت از جنگ تبوک در گردنه اى رَم دهند تا پیامبر صلى الله علیه وآله کشته شود. رسول خدا از تصمیم آنان از طریق وحى با خبر شد.
در حالى که عمّار و حُذیفه از جلو و پشت سر حضرت مراقب بودند، به گردنه رسیدند و منافقان حمله کردند. پیامبر آنان را شناخت و نامشان را به حُذیفه گفت. او پرسید: چرا فرمان قتلشان را نمى دهى؟ فرمود: نمى خواهم بگویند که محمّدصلى الله علیه وآله چون به قدرت رسید، مسلمانان را کشت. (1)
منافقان در غیاب پیامبر، از روى استهزا مى گفتند: او مى خواهد کاخهاى شام را تسخیر کند! این آیه نازل شد و آنان را تهدید به رسوایى کرد. (2)و فرمود: هر چه می خواهید مسخره کنید، خداوند آنچه را بیم دارید اشکار می کند.
و این بیم به خاطر این بود که منافقین که در ابتدای حکومت پیغمبر صلی الله علیه واله زیاد بودند ،به حقانیت وی یقین داشتند.
------------------------------
1) تفاسیر المیزان، فى ظلال القرآن، مجمع البیان، کبیرفخررازى و نمونه.
2) تفسیر مجمع البیان، تفسیر نور 
3)یَحْذَرُ الْمُنَفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِى قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِءُواْ إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ 
منافقان بیم دارند که سوره اى به زیان آنان نازل شود که از آنچه در درونشان است، خبر دهد. بگو: (هرچه مى خواهید) مسخره کنید، قطعاً خداوند آنچه را که (از آشکار شدنش) بیم دارید، آشکار خواهد کرد.(64 توبه) 

خوش باوری و تصدیق دیگران از صفات پیامبر ص

  • ۱۶:۴۸

وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ (61)  توبه
بعضی از منافقان، کسانی هستند که پیغمبر را می‌آزارند و می‌گویند: او گوش: (خوش باور) است؛ بگو: خوش باور بودن او به سود شما است، او به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می‌کند و برای آنها از شما که ایمان آورده اند رحمتیست و آنان که رسول خدا را بیازارند عذابی دردناک دارند. (61)

منافقان به پیامبر '' اذن'' ( گوش) می گفتند. «اذن» کسی که هر چه می‌شنود تصدیق کند و گفته هر کس را بپذیرد.
وقتی نزد پیامبر اظهار ایمان می کردند پیامبر آنها را رسوا نمی کرد و آنها را تصدیق میکرد .
خداوند گفته منافقان را درباره پیامبر می‌پذیرد، اما آنچه را آنان به قصد مذمّت آن حضرت بیان می‌کردند خداوند به مدح او تفسیر کرد و سلامت قلب آن حضرت را بیان فرمود. (1)
مومنین وظیفه دارند در مورد دیگران(مومن) گمان بد نبرند و حتی اگر خود شخص می گوید من این گناه را مرتکب نشدم چشم و گوش خود را تکذیب کنند و حرف دیگران را هم در مورد او باور نکنند و آنچه دیده اند یا شنیده اند را حمل بر صحت کنند . و آن شخص را تصدیق کنند . 

مثلا اگر مردی را دیدم که با زنی در کنار هم نشسته اند فکر بدی در موردشان نکنیم بلکه بگوییم شاید یکی از محارم او هست و حتی اگر با حرف دیگران یا راه دیگر مطمئن شدیم که آن زن از محارم او نیست و خودش می گوید که محرم اوست ،خودش را تصدیق کنیم و حرف دیگران را باور نکنیم.

1. تفسیر جامع الجوامع

۱ ۲ ۳
وَ عِبادُ الرَّحمن...
عاشق این نامم...
بارها این آیه را خواندم و لذّت بردم...
آنان که آنقدر سبک بال بر روی زمین راه می روند که نزدیک است هر لحظه به آسمان روند...
با اَهل آسمان بیشتر اَز اَهل زمین اُنس دارند...
آنچنان اَز جهنم یاد می کنند اِنگار آن را می بینند...
خواب و خوراک برایشان نمانده...
خاموش می سوزند...
و بر این عقیده ایم که اگر صفات عباد الرحمن هرچند کم در مردم ایجاد شود، رحمت از زمین و آسمان بر ما نازل می شود و تمام مشکلات اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حل خواهد شد...
إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ...



در این سایت
در كل اينترنت
Designed By Erfan Powered by Bayan