سایت رسمی عباد الرحمن

عباد الرحمن,احکام,طب,طب اسلامی,عکس نوشته,کتاب,دانلود کتاب,تفسیر,بصیرت افزایی,حوزه,دانلود کتابpdf,آیت الله تبریزیان

اگر یقین کنیم که هشت فرسخ طی کرده ایم و نماز را شکسته بخوانیم بعد بفهمیم که اشتباه کردیم چه باید کنیم؟(و بالعکس)

  • ۱۶:۰۰

مسافرت

ﻣﺴﺄﻟﻪ 6- ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻰ ﺑﺎ ﻳﻘﻴﻦ ﺑﻪ ﻫﺸﺖ ﻓﺮﺳﺦ (ﻳﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ) ﺑﻮﺩﻥ ﺳﻔﺮﺵ، ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﺵ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺸﺖ ﻓﺮﺳﺦ ﺑﻮﺩﻩ؛ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﺭﺍﭼﻬﺎﺭ ﺭﻛﻌﺘﻰ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﭼﻬﺎﺭ ﺭﻛﻌﺘﻰ ﻗﻀﺎ ﻧﻤﺎﻳﺪ. 23 (ﺭ. ﻡ 1276). 

ﻣﺴﺄﻟﻪ 7- ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻰ ﺑﺎ ﻳﻘﻴﻦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﺵ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺸﺖ ﻓﺮﺳﺦ ﺍﺳﺖ، ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﺵ ﻫﺸﺖ ﻓﺮﺳﺦ ﺑﻮﺩﻩ، ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﻭﺍﺟﺐ ﺑﺎﻳﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﻗﻀﺎ ﻧﻤﺎﻳﺪ. 24 (ﺭ. ﻡ 1361).


23- ﺍﺭﺍﻛﻰ (ﺭ. ﻡ 1268)، ﺧﻮﺋﻰ (ﺭ. ﻡ 1285)، ﮔﻠﭙﺎﻳﮕﺎﻧﻰ (ﺭ. ﻡ 1285)، ﺑﻬﺠﺖ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﻭﺍﺟﺐ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﻀﺎ ﻧﻤﺎﻳﺪ(ﺭ. ﻡ 1106)

، ﺗﺒﺮﻳﺰﻯ (ﺭ. ﻡ 1285)، ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﻯ (ﺍﺳﺘﻔﺘﺎ)، ﺯﻧﺠﺎﻧﻰ (ﺭ. ﻡ 1285)، ﻓﺎﺿﻞ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﻭﺍﺟﺐ ﻗﻀﺎ ﻧﻤﺎﻳﺪ. (ﺭ. ﻡ 1298) 

ﻭ ﻣﻜﺎﺭﻡ (ﺭ. ﻡ 1123) ): ﺣﻜﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻡ (ﺭﻩ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. 

24- ﺍﺭﺍﻛﻰ (ﺭ. ﻡ 1354)، ﺯﻧﺠﺎﻧﻰ (ﺭ. ﻡ 1370) ﻭ ﻓﺎﺿﻞ (ﺭ. ﻡ 1383): ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﻗﻀﺎ ﻛﻨﺪ. 

ﺧﻮﺋﻰ (ﺭ. ﻡ 1370)، ﮔﻠﭙﺎﻳﮕﺎﻧﻰ (ﺭ. ﻡ 1370)، ﺗﺒﺮﻳﺰﻯ (ﺭ. ﻡ 1370) ﻭ ﻣﻜﺎﺭﻡ (ﺭ. ﻡ 1185): ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﻀﺎ ﻟﺎﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ. 

ﺑﻬﺠﺖ (ﺭ. ﻡ 1106): ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﺎﻗﻰ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﻭﺍﺟﺐ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ. ﻫﻢ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﻭﺍﺟﺐ ﺑﺎﻳﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﻗﻀﺎ ﻧﻤﺎﻳﺪ. 

ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﻯ (ﺍﺳﺘﻔﺘﺎ): ﺣﻜﻢ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻡ (ﺭﻩ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. 

در مسئله اول فقها اختلافی ندارند جز اینکه بعضی احتیاط واجب کرده اند و بعضی فتوا داده اند ولی مسئله دوم اختلافی هست

مسافت شرعی و حکم نماز و روزه

  • ۱۵:۵۲

مسافرت

مسافت شرعی چیست؟

چند فرسخ روزه باطل می شود؟

اگر کسی تصمیم بگیرد که هشت فرسخ (مسافت شرعی) از محل ترخص شهر ( اخرین محدوده شهر که در بسیاری از جاها با تابلو مشخص کرده اند) طی کند ، هنگامی که به محل ترخص شهر رسید و شروع به طی کردن این هشت فرسخ کرد نماز شکسته و روزه باطل می شود ( با شرایطی) ، و به این 8 فرسخ مسافت شرعی می گویند.

شکسته بودن نماز مسافر در مسیر

پس در حین مسافرت و طی کردن هشت فرسخ (بین حد ترخص شهر مبدا و مقصد) نمازش شکسته است چون معیار اینکه چه زمان نماز شکسته می شود این است که به حد ترخص شهر برسد و شروع به طی مسافت شرعی ( 8فرسخ) کند و تا زمانی که به جایی نرسیده که سفر را قطع می کند (چیزهایی که سفر را قطع می کند ) نماز او همچنان شکسته می ماند و روزه نباید بگیرد.

مسافت شرعی چقدر است؟

مسافت شرعی چند کیلومتر است؟

مسافت شرعی هشت فرسخ است و در اینکه هشت فرسخ چند کیلو متر است بین فقها اختلاف است ، و اهمیت این اختلاف زمانی مهم است که بین 40 تا 45 کیلومتر طی کنیم چون وظیفه مقلدین  هر مرجع فرق میکند .ولی اگر بیش از 45 کیلومتر طی کند نماز نظر طبق تمام مراجع شکسته است و روزه باطل است.

مسافت شرعی در رساله مراجع

ﻣﺴﺄﻟﻪ 1- ﻣﺴﺎﻓﺖ ﺷﺮﻋﻰ، ﻫﺸﺖ ﻓﺮﺳﺦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺪﻭﺩ 45 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. ۱ (ﺱ 359)

۱- ﺑﻬﺠﺖ (ﺍﺳﺘﻔﺘﺎ)، ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﻯ (ﺍﺳﺘﻔﺘﺎ) ﻭ ﻓﺎﺿﻞ (ﺍﺳﺘﻔﺘﺎ): ﺣﺪﻭﺩ 45 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. 

ﺧﻮﺋﻰ (ﺭ. ﻡ 1280)، ﮔﻠﭙﺎﻳﮕﺎﻧﻰ (ﺭ. ﻡ 1280)، ﺗﺒﺮﻳﺰﻯ (ﺭ. ﻡ 1280)، ﻭ ﻣﻜﺎﺭﻡ (ﺭ. ﻡ 1119): ﺣﺪﻭﺩ 43 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. (ﻫﺮ ﻓﺮﺳﺦ ﺷﺮﻋﻰ ﻣﻘﺪﺍﺭﻯ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭘﻨﺞ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻭ ﻧﻴﻢ ﺍﺳﺖ).

سیستانی (ﺭ. ﻡ 1280) ﺣﺪﻭﺩ 44 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺯﻧﺠﺎﻧﻰ  (ﺭ. ﻡ 1280)     ﺣﺪﻭﺩ 40 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. (ﻫﺮ ﻓﺮﺳﺦ ﺷﺮﻋﻰ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﭘﻨﺞ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ. 

دعا برای دیگران بهتر دعا برای خود است

  • ۱۵:۳۳

علی بن ابراهیم از پدرش نقل کرده که ایشان گفت:

دیدم عبدالله بن جُندَب را در موقف عرفات، در حالتی که موقفی بهتر از موقف او ندیدم. در تمام مدت وقوف، دست‌هایش به جانب آسمان بلند بود و اشکش به صورتش می‌ریخت و به زمین می‌رسید، تا وقتی که مردم از عرفات بازگشتند. گفتم: «ای ابامحمد! من هرگز موقفی بهتر از موقف تو ندیدم» . گفت: «به خدا قسم، من دعا نکردم، مگر درباره برادران دینی‌ام و این برای آن بود که خبر داد مرا ابوالحسن موسی (ع) [امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام)] که:
مَنْ دَعَا لأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْشِ وَ لَکَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفٍ فَکَرِهْتُ أَنْ أَدَعَ مِائَةَ أَلْفٍ مَضْمُونَةٍ لِوَاحِدَةٍ لا أَدْرِی تُسْتَجَابُ أَمْ لا(1)
هر که دعا کند درباره برادر خود که غایب است، ندا از عرش می‌رسد که، از برای تو باشد صدهزار برابر این و لذا من سزاوار ندیدم که از دست بدهم صدهزار [حسنه یا دعای] ضمانت شده را به خاطر یکی که نمی‌دانم مستجاب خواهد شد یا نه.
به همین خاطر بود حضرت فاطمه سلام الله علیها برای دیگران بسیار دعا می کردند چنان که در روایت امده است

وابن بابویه به سند معتبر از حضرت امام حسن علیه السّلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود که در شب جمعه مادرم فاطمه علیهاالسّلام در محراب خود ایستاده ومشغول بندگی حق تعالی گردید وپیوسته در رکوع وسجود وقیام ودعا بود وتا صبح طالع شد شنیدم که پیوسته دعا می کرد از برای مؤ منین ومؤ منات وایشان را نام می برد ودعا برای ایشان بسیار می کرد واز برای خود دعائی نمی کرد، پس گفتم: ای مادر! چرا از برای خود دعا نکردی چنانکه از برای دیگران کردی؟ فرمود: یا بُنَیَّ! الْجارُ ثُمَّ الدّار؛ ای پسرجان من! اوّل همسایه را باید رسید وآخر خود را. (2)

 پاورقی

  1. اصول کافی ج2 ص507
  2. علل الشرایع  شیخ صدوق ص 181.

  • ۲۰۸

چرا فاطمه زهرا سلام الله علیها الگو و اسوه هستند؟

  • ۱۵:۳۰
خداوند در قران کریم می فرماید : لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه (21 احزاب) پیامبر برای شما اسوی حسنه است . و از انجا که فاطمه سلام الله علیها شبیه ترین افراد به پیامبر بود ، او هم الگویی مثل پیامبر می باشد و علاوه براینکه زنان می توانند الگویی بسیار مناسب از حضرت بگیرند ، و باور کنند که زن و مرد نزد خداوند تفاوتی ندارند و با تقوا و تلاش می توان در بالاترین درجه معنوی رسید و الگویی برای حتی مرد ها شد.
شیخ طوسی از عایشه روایت کرده است که می گفت: ندیدم احدی را که در گفتار وسخن شبیه تر باشد از فاطمه به رسول خدا صلی اللّه علیه وآله وسلّم چون فاطمه به نزد آن حضرت می آمد اورا مرحبا می گفت ودستهای او را می بوسید و در جای خود می نشاند، چون حضرت به خانه فاطمه می رفت برمی خاست واستقبال آن حضرت می کرد ومرحبا می گفت ودستهای آن حضرت را می بوسید.
امالی شیخ طوسی» ص 400، مجلس 14، حدیث 892.
  • ۲۲۳

محارم

  • ۱۵:۳۶

محارم انسان سه دسته اند:

محارم نسبی:

کسانی که از راه نسب به انسان محرمند

 1- پدر و مادر و هرچه بالا روند، مانند پدربزرگ و مادربزرگ.

 2- اولاد و هرچه پایین روند، مانند نوه و نتیجه.

 3- خواهر و برادر و هرچه پایین روند، مانند خواهرزاده و برادرزاده.

 4- عمو و عمه و هرچه بالا روند، مانند عمو و عمه پدر و مادر.

 5- دائی و خاله و هرچه بالا روند مانند دائی و خاله پدر یا مادر.

محارم رضاعی:

کسانی که از راه رضاع(شیر خوردن) به انسان محرمند همان‌ها هستند که از راه نسب محرم هستند، مانند پدر و مادر و اولاد و خواهر و برادر و عمو و عمه و دائی و خاله رضاعی و نیز مادرزن رضاعی و دختر زن رضاعی. و زن پدر رضاعی و زن پسر رضاعی.

محارم سببی:

کسانی که از راه ازدواج به انسان محرم می‌شوند

 1- مادر زن و هرچه بالا روند مانند مادر مادرزن

 2- دختر زن و هرچه پایین رود، مانند دختر دختر زن.

 3- زن پدر یعنی نامادری و هرچه بالا رود، مانند زن اجداد

 4- زن پسر یعنی عروس و هرچه پایین رود مانند زن نوه و نتیجه.

 

پس تمام مردان سید به حضرت فاطمه محرم هستند و تمام دختران انها به پیامبر محرمند

تو موش را بی ارزش نشمرده ای بلکه دینت را بی ارزش شمرده ای

  • ۲۲:۳۶


عن امیر المومنیین علی علیه السلام انه قال : اشد الذنوب ذنب استهان به راکبه(1)

امیرالمونین علی علیه السلام فرمودند: بزرگترین گناه ، گناهی است که کسی که مرتکب آن می شود آن را کوچک بشمارد.

528-ﻭ ﺑﺈﺳﻨﺎﺩﻩ ﻋﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﺃﺣﻤﺪ ﺑﻦ ﻳﺤﻴﻰ ﻋﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﻴﺴﻰ ﺍﻟﻴﻘﻄﻴﻨﻲ ﻋﻦ ﺍﻟﻨﻀﺮ ﺑﻦ ﺳﻮﻳﺪ ﻋﻦ ﻋﻤﺮﻭ ﺑﻦ ﺷﻤﺮ ﻋﻦ ﺟﺎﺑﺮ ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﺟﻌﻔﺮ ﻉ ﻗﺎﻝ ﺃﺗﺎﻩ ﺭﺟﻞ ﻓﻘﺎﻝ ﻟﻪ ﻭﻗﻌﺖ ﻓﺄﺭﺓ ﻓﻲ ﺧﺎﺑﻴﺔ ﻓﻴﻬﺎ ﺳﻤﻦ ﺃﻭ ﺯﻳﺖ ﻓﻤﺎ ﺗﺮﻯ ﻓﻲ ﺃﻛﻠﻪ ﻗﺎﻝ ﻓﻘﺎﻝ ﻟﻪ ﺃﺑﻮ ﺟﻌﻔﺮ ﻉ ﻟﺎ ﺗﺄﻛﻠﻪ ﻓﻘﺎﻝ ﻟﻪ ﺍﻟﺮﺟﻞ ﺍﻟﻔﺄﺭﺓ ﺃﻫﻮﻥ ﻋﻠﻲ ﻣﻦ ﺃﻥ ﺃﺗﺮﻙ ﻃﻌﺎﻣﻲ ﻣﻦ ﺃﺟﻠﻬﺎ ﻗﺎﻝ ﻓﻘﺎﻝ ﻟﻪ ﺃﺑﻮ ﺟﻌﻔﺮ ﻉ ﺇﻧﻚ ﻟﻢ ﺗﺴﺘﺨﻒ ﺑﺎﻟﻔﺄﺭﺓ ﻭ ﺇﻧﻤﺎ ﺍﺳﺘﺨﻔﻔﺖ ﺑﺪﻳﻨﻚ ﺇﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺣﺮﻡ ﺍﻟﻤﻴﺘﺔ ﻣﻦ ﻛﻞ ﺷﻲ ﺀ (2)


روایت شده که مردی پیش امام محمد باقر علیه السلام آمد و گفت: موشی در کوزه بزرگی که در آن روغن زیتون یا روغن دیگری هست ،افتاده است. حکم خوردن آن را چگونه می بینی؟ 

امام فرمود:آن را نخور.

آن شخص جواب داد: موش نزد من کم ارزش تر از آن است که بخاطر آن غذایم را ترک کنم.

امام جواب داد: تو موش را بی ارزش نشمردی بلکه دینت را بی ارزش شمرده ای ؛ خداوند مرده هر حیوانی را حرام کرده است.


پاورقی:

  1. وسائل الشیعه ج15ص312
  2. وسائل الشیعه ج1  ص206

گفتن "هر وقت داشتی ،پولش را بیاور" معامله را باطل می کند

  • ۲۰:۱۴

بعضی از مردم هنگام خرید و فروش نسیه مدت را معلوم نمی کنند و به عنوان مثال خریدار می گوید: ''پولش را برایت می آورم ''یا اینکه فروشنده می گوید: ''قابل شما را ندارد ، هر وقت داشتی، پولش را برایم بیاور''که این کار باعث باطل شدن معامله می شود و در نتیجه نه فروشنده مالک پول می شود و نه خریدار مالک کالا می شود ، مگر اینکه با این که بدانند معامله انها باطل است راضی باشند طرف مقابل از پول و کالا استفاده کند .

باید توجه کرد که در خرید و فروش باطل، مالک کالا و پول، صاحب اصلی انهاست و او می تواند رضایت ندهد و مالش را پس بگیرد و همچنین طرف مقابل هم اختیار دارد که مالش را پس بگیرد یا اینکه رضایت دهد طرف مقابل از ان استفاده کند . ولی اگر معامله صحیح بود ،نه مشتری و نه فروشنده حق بهم زدن معامله و پس گرفتن را نداشتند.

ﻣﺴﺄﻟﻪ 2105- ﺩﺭ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻧﺴﻴﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺪﺕ ﻛﺎﻣﻠﺎ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺟﻨﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﻛﻪ ﺳﺮ ﺧﺮﻣﻦ ﭘﻮﻝ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮﺩ، ﭼﻮﻥ ﻣﺪﺕ ﻛﺎﻣﻠﺎ ﻣﻌﻴﻦ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ. 

-رساله امام خمینی

شرایطی که اگر رعایت نشوند معامله باطل می شود

  • ۰۰:۲۵

وقتی جنسی خرید می کنیم یا میفروشیم ، حتما باید شرایطی را رعایت کنیم و گرنه معامله ما درست نیست و باید جنس، به صاحب ان و پول به مشتری، برگردد. مثلا خیلی از چیزها هست که باید با وزن معامله شود ولی خریدار وزن ان را اصلا نمیداند.

البته اگر بدانیم فروشنده با معامله فاسد هم راضی هست که ما از جنس استفاده کنیم (یعنی اینکه اگر بداند معامله باطل است و خریدار ،مالک جنس نیست و هنوز مالک جنس ،خودش است ،باز هم راضی است مشتری از مالش استفاده کند)، می توانیم از جنس خریده شده استفاده کنیم . ولی اگر شک داریم که فروشنده راضی هست یا نه نمی توانیم از مال استفاده کنیم و باید از فروشنده بپرسیم ایا رضایت دارد با اینکه معامله ما باطل بوده از جنس استفاده کنیم یا نه

حل تعارض دو روایت

  • ۲۲:۱۴

تعرض

الکر الف و مائنا رطل

مقدار اب کر 1200 رطل است

الکر...ستمائه رطل

مقدار آب کر 600 رطل است.(1)

در یک روایت مقدار آب کر را 1200 رطل (ظرف خاصی که برای اندازه گیری استفاده می شده ) و در روایتی دیگر 600 رطل بیان شده و در ظاهر ممکن نیست هر دو روایت از امام باشد.

 ولی وقتی بدانیم که راوی روایت اول عراقی و راوی روایت دوم حجازی هست ، تعارض روایت ها با هم حل می شود . چون حجم رطل حجازی ، دو برابر رطل عراقی هست . و اگر امام به هر دو راوی یک جواب می داد ، انها دو مقدار متفاوت را به عنوان مقدار اب کر می دانستند.

پس در فهم روایات دانستن شناخت راوی و عرف او اهمیت دارد .

 

1)هر دو روایت در وسائل الشیعه ج1 ص167

  • ۳۲۹

دعایی که پیامبر(ص) در حق فقهای جانشینش کرد

  • ۱۶:۰۷

امام خمینی در کتاب ولایت فقیه میفرمایند:

ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻳﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻟﺎﻟﺘﺶ (بر اثبات ولایت فقیه)ﺍﺷﻜﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺍﺳﺖ: ﻗﺎﻝ ﺃﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ (ﻉ): ﻗﺎﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻞٰﻩ (ﺹ): ﺍﻟﻞٰﻫﻢ ﺍﺭﺣﻢ ﺧﻠﻔﺎﺋﻲ ﺛﻠﺎﺙ ﻣﺮﺍﺕ ﻗﻴﻞ ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻞٰه، ﻭ ﻣﻦ ﺧﻠﻔﺎﺅﻙ؟ ﻗﺎﻝ: ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻳﺄﺗﻮﻥ ﻣﻦ ﺑﻌﺪﻱ، ﻳﺮﻭﻭﻥ ﺣﺪﻳﺜﻲ ﻭ ﺳﻨﺘﻲ ﻓﻴﻌﻠﻤﻮﻧﻬﺎ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻣﻦ ﺑﻌﺪﻱ. «1»

ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ (ﻉ) ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻞٰﻩ (ﺹ) ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺧﺪﺍﻳﺎ، ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﺭﺣﻤﺖ ﻛﻦ. » ﻭ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﺭﺍ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩ. ﭘﺮﺳﻴﺪﻩ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺍﻯ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺧﺪﺍ، ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎﻧﺖ ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﻰ ﺁﻳﻨﺪ، ﺣﺪﻳﺚ ﻭ ﺳﻨﺖ ﻣﺮﺍ ﻧﻘﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻰ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪ. »

ﻗﻄﻌﺎ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺷﻐﻞ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻘﻞ ﺣﺪﻳﺚ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺃﻯ ﻭ ﻓﺘﻮﺍﻳﻰ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺷﺎﻣﻞ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ؛ ﻭ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﻣﺤﺪﺛﻴﻦ ﻛﻪ ﺍﺻﻠﺎ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﻓﻬﻤﻨﺪ ﻭ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺭﺏ ﺣﺎﻣﻞ ﻓﻘﻪ ﻟﻴﺲ ﺑﻔﻘﻴﻪ «2» ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺿﺒﻂ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻭ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺭﺍ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﻣﻰ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ، ﺧﻠﻴﻔﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺳﻠﺎﻣﻰ ﺭﺍ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ.

ﺣﺪﻳﺚ ،ﺁﻧﻬﺎﻳﻰ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ، ﻭ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺳﻠﺎﻡ، ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﻰ ﺳﺎﺯﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﺑﺪﻫﻨﺪ. ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ (ﺹ) ﻭ ﺍﺋﻤﻪ (ﻉ) ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻭ ﺑﺴﻂ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻧﺪ؛ ﺣﻮﺯۀ ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ؛ ﻭ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻣﻜﺘﺐ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩۀ ﻋﻠﻤﻰ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ؛ ﻭ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻳﺎﺩ ﺑﺪﻫﻨﺪ. ﻣﻌﻨﺎﻯ ﻳﻌﻠﻤﻮﻧﻬﺎ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺴﻂ ﻭ ﻧﺸﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤۀ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ، ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺟﺰﺀ ﻭﺍﺿﺤﺎﺕ ﻋﻘﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻋﻠﻤﺎﻯ ﺍﺳﻠﺎﻡ، ﻣﻮﻇﻔﻨﺪ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﻭ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ.

ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ، ﺟﺎﻯ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺍﻟﻞٰﻫﻢ ﺍﺭﺣﻢ ﺧﻠﻔﺎﺋﻰ ﺷﺎﻣﻞ ﺭﺍﻭﻳﺎﻥ ﺣﺪﻳﺜﻰ ﻛﻪ ﺣﻜﻢ ﻛﺎﺗﺐ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ؛ ﻭ ﻳﻚ ﻛﺎﺗﺐ ﻭ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺧﻠﻴﻔۀ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ (ﺹ) ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ «ﺧﻠﻔﺎ»، ﻓﻘﻬﺎﻯ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺍﻧﺪ. ﻧﺸﺮ ﻭ ﺑﺴﻂ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﻭ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻭ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﻓﻘﻬﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺎﺩﻟﻨﺪ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﻋﺎﺩﻝ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ، ﻣﺜﻞ ﻗﻀﺎﺗﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺟﻌﻞ ﻛﺮﺩﻧﺪ

ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺎﻟﺖ ﺣﺪﻳﺚ ﺷﺮﻳﻒ ﺑﺮ «ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ» ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺟﺎﻯ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﻳﺮﺍ «ﺧﻠﺎﻓﺖ» ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻰ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺌﻮﻥ ﻧﺒﻮﺕ ﺍﺳﺖ؛ ﻭ ﺟﻤﻠۀ ﺍﻟﻞٰﻫﻢ ﺍﺭﺣﻢ ﺧﻠﻔﺎﺋﻰ ﺩﺳﺖ ﻛﻢ ﺍﺯ ﺟﻤﻠۀ ﻋﻠﻰ ﺧﻠﻴﻔﺘﻰ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﻌﻨﻰ «ﺧﻠﺎﻓﺖ» ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻏﻴﺮ ﻣﻌﻨﻰ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﻡ ﻧﻴﺴﺖ. ﻭ ﺟﻤﻠۀ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻳﺎﺗﻮﻥ ﻣﻦ ﺑﻌﺪﻯ ﻭ ﻳﺮﻭﻭﻥ ﺣﺪﻳﺜﻰ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﺧﻠﻔﺎﺳﺖ، ﻧﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﺧﻠﺎﻓﺖ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﻣﻌﻨﻰ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﺩﺭ ﺻﺪﺭ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺍﻣﺮ ﻣﺠﻬﻮﻟﻰ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺑﻴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻭ ﺳﺎﺋﻞ ﻧﻴﺰ ﻣﻌﻨﻰ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﻴﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﻭ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻭﺻﻒ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ.

ﺟﺎﻯ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺟﻤﻠۀ ﻋﻠﻰ ﺧﻠﻴﻔﺘﻰ ﻳﺎ ﺍﻟﺎﺋﻤﺔ ﺧﻠﻔﺎﺋﻰ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﮔﻮﻳﻰ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻩ، ﻭ ﺍﺳﺘﺪﻟﺎﻝ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﻭ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺍﺋﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻟﻜﻦ ﺩﺭ ﺟﻤﻠۀ ﺧﻠﻔﺎﺋﻰ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﻮﻗﻒ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻭ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄۀ ﺁﻥ ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻞٰﻩ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺑﻪ ﺣﺪ ﺧﺎﺻﻰ ﺍﺳﺖ، ﻳﺎ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺧﺎﺻﻰ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﺍﺋﻤﻪ، ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ، ﻫﺮ ﻳﻚ ﺧﻠﻴﻔﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺋﻤﻪ ﻋﻠﻤﺎ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍ ﻭ ﺣﺎﻛﻢ ﻭ ﺧﻠﻴﻔﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺑﻰ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﺑﺎﺵ! ﻭ ﺣﺪﻭﺩ ﻭ ﺛﻐﻮﺭ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺍﻋﺪﺍﺀ ﺩﻳﻦ ﺑﺎﺵ! ﻭ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﻛﺠﺮﻭﻯ ﺭﺍﻳﺞ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﻯ ﺍﺳﺖ. (3)
  • ۲۴۰

پشتیبانی

وَ عِبادُ الرَّحمن...
عاشق این نامم...
بارها این آیه را خواندم و لذّت بردم...
آنان که آنقدر سبک بال بر روی زمین راه می روند که نزدیک است هر لحظه به آسمان روند...
با اَهل آسمان بیشتر اَز اَهل زمین اُنس دارند...
آنچنان اَز جهنم یاد می کنند اِنگار آن را می بینند...
و بر این عقیده ایم که اگر صفات عباد الرحمن هر چند کم، در جامعه ما ایجاد شود، رحمت از زمین و آسمان بر ما نازل می شود و تمام مشکلات اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حل خواهد شد...
إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ...



در این سایت
در كل اينترنت
Designed By Erfan Powered by Bayan

کپی برداری برای سایت های غیر تجاری و تبلیغی آزاد می باشد