سایت رسمی عباد الرحمن

عباد الرحمن,احکام,طب,طب اسلامی,عکس نوشته,کتاب,دانلود کتاب,تفسیر,بصیرت افزایی,حوزه,دانلود کتابpdf,آیت الله تبریزیان

قاعده ثانویه در تعارض

  • ۱۱:۴۵

القاعده الثانویه فی باب تعارض الأخبار 

آنچه از ادله و اخبار استفاده می شود قاعده ثانویه است و برای رفع تعارض ابتدا به سراغ قاعده ثانویه می رویم. (اجماع بر عدم تساقط قائم شده است)

عمده تعارض در مورد دو طائفه از اخبار است:

1. اخباری که بر تخییر بین متعارضین دلالت می کنند

2. اخباری که بر ترجیح خبر ذی المرجح دلالت می کنند

قاعده اولیه در تعارض ادله: تساقط

  • ۲۲:۳۰

بحث از قائده اولیه در باب تعارض ادله:

حکم اماره:

1. بنا بر مبنای طریقیت اماره( معذریت و منجزیت) (حق نزد شیعه):

اگر تعارض در کار نبود هر دو حجت بودند و مکلف وظیفه عمل به هر دو را داشت اما در فرض تعارض علم به کذب احدهما داریم:

اخذ به هر دو ممکن نیست

اخذ به احدهما ترجیح بلا مرجح است

نتیجه: تساقط

تلخیص استصحاب کفایه الاصول

  • ۰۶:۰۰

تلخیص بحث استصحاب کفایه الاصول (روی عناوین کلیک کنید)

فصل فی الاستصحاب 

تعریف الاستصحاب 

الاستصحاب مسأله أصولیه 

فقد استدل علیه بوجوه:

  • الوجه الأول استقرار بناء العقلاء 
  • الوجه الثانی أن الثبوت فی السابق موجب للظن به فی اللاحق 
  • الوجه الثالث دعوی الإجماع علیه 
  • الوجه الرابع و هو العمده فی الباب الأخبار المستفیضه  


و التحقیق أن ما عد من الوضع علی أنحاء:

أما النحو الأول ما لا یکاد یتطرق إلیه الجعل إطلاقا 

و أما النحو الثانی ما لا یکاد یتطرق إلیه الجعل الاستقلالی دون التبعی 

و أما النحو الثالث ما یصح جعله استقلالا و تبعا للتکلیف 


تنبیهات استصحاب:

تقدم قائده تجاوز، فراغ، ید و ... به جز قرعه بر استصحاب

  • ۰۶:۱۹

تذنیب استصحاب: تقدم قائده تجاوز، فراغ، ید و ... بر استصحاب

• در صورتی که مکلف در حین اشتغال به عمل در اتیان جزئی از عمل پس از گذشتن از محل آن شک کند: قائده تجاوز جاری می شود در حالی که استصحاب عدم، اقتضای فساد می کند.

• گاهی در صورتی که مکلف در صورت فراقت از کل عمل در اتیان جزئی از عمل شک کند مثل اینکه پس از اتمام نماز در اتیان رکوع رکعت سوم شک می کند یا پس از اتیان وضو در شستن دست راست شک کند: استصحاب عدم اقتضای عدم می کند ولی قائده فراغ هم جاری می شود.

• درصورتی که مکلفی کاری انجام داده مثلا عقدی خوانده و ما شک می کنیم که ان را صحیح انجام داده یا نه؟: استصحاب عدم اقضای فساد و اصاله صحه فعل غیر مقتضای صحت می کند.

• در صورتی که مالی در تحت تصرف کسی است که قبلا  ملک شخص دیگر بود شک می کنیم که آیا خودش هست یا نه؟ قائده ید

ورود استصحاب بر سائر اصول عملیه و بحث تعارض دو استصحاب

  • ۱۸:۳۸

خاتمه استصحاب: نسبت بین استصحاب با سائر اصول عملیه و تعارض دو استصحاب

نسبت بین استصحاب با سائر اصول عملیه: 

استصحاب نقلی وارد بر سائر اصول عملیه است و بر آنها مقدم می شود.

استصحاب بر اصول عملیه عقلیه هم مقدم است:

موضوع برائت عقلیه: عدم البیان

موضوع اصاله الاحتیاط عقلی: عدم مومّن از عقاب

موضوع تخییر عقلی: عدم المرجح

استصحاب که یک اصل عملی برخوردار از حجیت است می گوید انا البیان ، پس موضوع برائت عقلی از دست می رود. استصحاب می گوید: انا مومن من العذاب پس موضوع اختیاط عقلی برداشته می شود. استصحاب می گوید انا المرجح، پس موضوع تخییر برداشته می شود. (ورود)

تعارض دو استصحاب:

عدم جریان استصحاب با وجود اماره معتبره

  • ۰۸:۳۹

مقام دوم: اماره ای در مورد استصحاب وجود نداشته باشد هر چند آن اماره موافق استصحاب باشد

علت: با وجود اماره ظنیه معتبره نوبت به اصول عملیه از جمله استصحاب نمی رسد چون اصول عملیه از جمله استصحاب برای حیرت در مقام عمل در صورت عدم دسترسی به دلیل اجتهادی است.

سوال: تقدیم اماره معتبره بر اصل عملی مانند استصحاب از چه بابی است؟

  • از باب ورود اماره بر استصحاب
  • از باب حکومت اماره بر استصحاب
  • از باب جمع بین اماره و استصحاب

آخوند: حق این است که از باب ورود است.

بقاء موضوع در استصحاب

  • ۱۵:۰۰

مقام اول: بقاء موضوع از شرایط استصحاب است

دو احتمال در مورد بقای موضوع وجود دارد:

  1. بقای موضوع به معنای اتحاد قضیه مشکوکه با قضیه متیقنه باشد: مورد نظر آخوند ره است (شکی در اعتبار آن نیست) باتوجه به اینکه شک و یقین از حالات نفسانیه هستند که به تصدیق تعلق می گیرند نه به تصور، لذا بحث روی قضیه پیاده می شود (و از طرف دیگر در استصحاب همانگونه که موضوع قضیه باید باقی باشد محمول نیز باید باقی باشد اما چون موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار است لذا بقاء موضوع عنوان می شود.) چون در استصحاب اولا شک در بقاء است که به دنبال ابقاء آن هستیم و حال آنکه اگر موضوع باقی نباشد ابقاء ماکان نخواهد بود بلکه شک در حدوث خواهد بود و ثانیا در استصحاب بحث از نقض است و بدون بقاء موضوع (اتحاد قضیه متیقنه و مشکوکه، نقض صدق نمی کند.
  1. مراد از بقای موضوع یعنی احراز وجود خارجی موضوع باشد (شیخ انصاری ره): به نظر ما احراز وجود خارجی موضوع گاهی نه تنها مفید نیست بلکه گاهی مضر به استصحاب است مثلا در جمله زید موجود استصحاب در صورت شک زید است حال اگر وجود خارجی زید احراز شود جای استصحاب نخواهد بود و گاهی چنین احرازی مورد نیاز است و آن در صورتی است که حکمی بر وجود خارجی موضوع مترتب شده باشد مثلا زید یجب اکرامه چون حکم بر وجود خارجی مترتب شده لذا احراز وجود خارجی زید برای استصحاب حکم لازم است و گاهی چنین احرازی مورد نیاز نیست و آن در صورتی است که حکمی بر موضوع با قطع نظر از وجود خارجی مترتب شده است مثلا بنا بر مبنای جواز تقلید از میت اگر حکم قضیه ای مانند زید عادل تردید داشته باشیم که استصحاب می کنیم.

نتیجه: کلام شیخ کلیت ندارد و چه بسا بدون احراز موضوع خارجی ارکان استصحاب تام است و جاری می شود.

طریقه پیوستن به نماز جماعت در رکعت سوم و چهارم

  • ۱۵:۰۰

برای پیوستن به نماز جماعت و اقتدا به امام جماعت در رکعت سوم و چهارم چون امام جماعت حمد و سوره نمی خواند ماموم باید حمد و سوره و اگر فرصت کم است فقط حمد را بخواند و خود را به رکوع امام جماعت برساند پس اگر فرصت خواندن حمد نیست و اگر حمد را بخواند نمی تواند به رکوع امام جماعت برسد نباید در این حالت به نماز بپیوندد و اقتدا کند بلکه باید صبر کند تا امام جماعت به رکوع رود و در حالت رکوع امام اقتدا کند چون هنگامی که در رکوع امام جماعت به نماز جماعت بپیوندد لازم نیست حمد را بخواند و بعد از نیت و تکبیره الاحرام بدون خواندن چیز اضافه ای به رکوع می رود.

313 یار خاص و ده هزار نفر سپاه

  • ۱۵:۰۰

شرایط ظهور زمینه ها و بستر هایی هستند که برای ظهور آقا امام زمان عج حتما باید به وجود بیایند و اگر این شرایط به وجود بیایند ظهور حتمی خواهد بود. 

یکی از شرایط ظهور آمادگی عموم جامعه جهانی هست. بعد زیاد شدن فساد و بی عدالتی و پاسخگو نبودن قوانین و ایدئولوژی ها و راهکارهای ارائه شده و  نا بسامانی و بی عدالتی، نیاز جامعه جهانی به یک منجی پدیدار می شود. منجی که با قوانین الهی بتواند روح و جسم آنها را به کمال و انسانیت برساند و عدالت را در دنیا فراگیر کند. مثل حکومت امیرالمومنین که تا آمادگی عمومی مردم به وجود نیامد و به این نرسیدند که حکومت، فقط لایق علی ع هست و دیگران این توانایی را ندارند امیر المومنین حکومت را به دست نگرفت. امام علی علیه السلام می فرمایند:

أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَی کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَی غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا و…؛ [۱] 

تجافی در رکعت آخر

  • ۱۵:۰۰

در واجب بودن یا نبودن تجافی در رکعت آخر و رکعت چهارم و در کل تجافی برای کسی که یک رکعت از امام جماعت عقب مانده اختلاف است. تجافی یعنی انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد. 

برخی فقها مثل امام خمینی ره فتوا داده اند هنگام تشهد امام جماعت، ماموم می تواند تجافی انجام دهد تا نماز امام جماعت تمام شود و بعد ادامه نمازش را بخواند و می تواند تجافی نکند و هنگام تشهد امام جماعت بلند شود و نمازش را ادامه دهد. برخی دیگر از فقها مثل آیت الله مکارم احتیاط واجب کرده اند که تجافی انجام شود تا امام جماعت سلام نماز را بدهد بعد ادامه نماز را بخوانند. برخی هم مثل آیت الله سیستانی فرموده اند بهتر آن است که تجافی انجام شود که طبیعتا تجافی واجب نمی شود.

بنابراین به فتوای تمام فقها تجافی مطابق احتیاط است و انجام آن خوب است ولی اکثر فقها آن را واجب ندانسته اند. فقط برخی از مراجع تقلید احتیاط واجب کرده اند که تجافی باید انجام شود که یا باید آن را انجام داد یا به مراجع دیگر رجوع کرد.

۱ ۲ ۳ ۴ . . . ۴۷ ۴۸ ۴۹
وَ عِبادُ الرَّحمن...
آنان که سبک بال بر روی زمین راه می روند...
با اَهل آسمان بیشتر اَز اَهل زمین اُنس دارند...
آنچنان اَز جهنم یاد می کنند اِنگار آن را می بینند...
اگر صفات عباد الرحمن هر چند کم، در جامعه به وجود آید، رحمت بر ما نازل می شود و مشکلات حل خواهد شد...
إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ...





در این سایت
در كل اينترنت
Designed By Erfan Powered by Bayan

کپی برداری برای سایت های غیر تجاری و تبلیغی آزاد می باشد